![]() |
![]() |
|
| سياسي |
|
راهیافته تهران با انتقاد از عملکرد هيأت رئيسه مجلس نسبت به عدم اعلام وصول تقاضاي تحقيق و تفحص از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي گفت: نامه استيضاح عملکرد هيأت رئيسه هم که با 50 امضاء جمع آوري شده بود مفقود شده که اين نشان ميدهد هيأت رئيسه يا اعتقادي به شان نظارتي مجلس ندارد يا به وجود مفاسد اقتصادي اعتقاد ندارد. سعيد ابوطالب با بيان اين مطلب اظهار داشت: سال گذشته در زمان سالگرد صدور فرمان هشت مادهاي، از هيئت رئيسه مجلس خواستيم که رئيس مجلس به عنوان يکي از اعضاي ستاد مبارزه با مفاسد پاسخگو باشد که پاسخي نداد و مشخص شد که کاري تا آن مقطع انجام نشده، بنابراين راهیافتگان درخواست کردند که تخقيق و تفحص از ستاد مبارزه با مفاسد انجام شود. وي افزود: در آن زمان رئيس مجلس اصرار داشت که اجازه دهيد آقاي شاهرودي در مجلس حضور پيدا کند و توضيح دهد که به دنبال آن يک جلسه غير علني برگزار شد ولي پاسخ رئيس قوه قضائيه نه تنها مسئله را رفع نکرد بلکه راهیافتگان مطمئن شدند ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي قدمي برنداشته است . راهیافته تهران گفت: اعتقاد رئيس قوه قضائيه بر اين است که «آمار و ارقامي که ميدهند درست نيست و مفاسد اقتصادي اينطور که ميگويند نيست بلکه يکسري تخلفات اداري است که مسئله طبيعي است» و از مفاسد اقتصادي به عنوان تخلفات اداري ياد کرد و ديگر اينکه «اصل مبارزه با مفاسد اقتصادي موجوب خروج سرمايه از کشور ميشود بنابراين ما انگيزهاي براي مبارزه با مفاسد اقتصادي نداريم». وي تصريح کرد: پس از اين پرسش و پاسخ در صحن مجلس، راهیافتگاني که درخواست تحقيق و تفحص را داده بودند قاطعتر شدند که موضوع را پيگيري کنند منتهي هيچ گاه درخواست تحقيق و تفحص از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي اعلام وصول نشد. ابوطالب با بيان اينکه وي و افروغ در اعتراض به عدم اين اعلام وصول تذکر آييننامهاي دادهايم، خاطرنشان کرد: تذکر که پاسخ داده نشد هيچ، بازهم درخواست تحقيق و تفحص اعلام وصول نشد که اين تنها يکي از اشتباهات و قصور هيأت رئيسه است. عضو کميسيون فرهنگي مجلس اظهار داشت: اين موضوع يکي از دلايلي بود که راهیافتگان طبق ماده 25 خواستار استيضاح هيأت رئيسه در عدم رعايت آيين نامه داخلي مجلس شدند. نکته جالب در اين موضوع اين است که اين درخواست که با 50 امضاء تقديم هيأت رئيسه شد، هيچگاه اعلام وصول نشد و در پي آن راهیافتگان تذکر آيين نامهاي دادند که نه تنها به اين تذکر پاسخ داده نشد، بلکه برگه امضاء شده راهیافتگان توسط هيأت رئيسه مفقود شد و آن را به راهیافتگان نشان ندادند. ابوطالب با بيان اينکه هيأت رئيسه دست نظارتي مجلس را بسته است، يادآور شد: نظارت ابتدا بايد از خود هيأت رئيسه شروع شود. هيأت رئيسه نه تنها اجازه نظارت بر خود را نمي دهد بلکه دست نظارت بر ارگان هاي اجرايي را هم بسته است و ما هرچه توانستيم انجام داديم. در حالي که هيأت رئيسه اين حق قانوني راهیافتگان مبني بر اعمال نظارت را به درستي نمي شناسد و اين قدرت را از راهیافتگان ميگيرد ديگر کاري از دست راهیافتگانبر نمي آيد. وي با بيان اينکه هيأت رئيسه يا اعتقادي به شان نظارتي مجلس ندارد يا به وجود مفاسد اقتصادي اعتقادي ندارد، اظهار داشت: در هر دوحالت نتيجه اين شده است که مجلس کاملا در اين موضوع غير فعال شده است و در اين مورد هم مشکل آيين نامه اي نمي بينيم . قانون اساسي و آيين نامه داخلي مجلس به عنوان قدرتمندترين مواد قانوني کشور اين اجازه را به راهیافتگان داده واين وظيفه را به عهده نمايندگان گذاشته، اما هيأت رئيسه با تمام توان شان نظارتي مجلس را از مجلس ميگيرد و مجلس را ناتوان کرده است. راهیافته تهران به نقش نظارتي راهیافتگان مجلس از طريق سئوال، تحقيق و تفحص و تذکر اشاره کرد و گفت:راهیافتگان تذکر ميدهند که اين تذکرات توسط هيچ کدام از دستگاههاي اجرايي و قضايي پاسخ داده نمي شود و بعضا رئيس مجلس معترض است که چرا نمايندگان اين همه تذکر ميدهند . وي افزود: بعضا تذکرات کامل خوانده نمي شود يا خلاصه ميشود که در اين صورت مطلب را کامل نمي رساند و در نهايت پيگيري هم نمي شود و در اين شرايط راهیافتگان سعي ميکنند به انحاء مختلف تذکر خود را مطرح کنند که به دنبال آ ن رئيس مجلس ميگويد چرا اينقدر تذکر داده ميشود. در حاليکه اگر تذکرات در همان زمان که مطرح ميشود پاسخ داده شود کار به تکرار و تعدد تذکرات کشيده نمي شود. ابوطالب با بيان اينکه دولت قبلي در پاسخ به تذکرات و سؤالات پاسخگوتر بود، خاطرنشان کرد: خاطرم هست که در دولت قبل در مجلس هفتم به تذکرات و سئوالات پاسخ داده ميشد اما امروز هيأت رئيسه مکانيزمي را اجرا کرده که اگر راهیافته امروز سئوال کند و وزير در کميسيون بيايد و نماينده را قانع نکند، نوبت حضور وزير در صحن براي پاسخگويي به حدودا دو سال ديگر ميافتد که اين باعث ميشود موضوعيت سئوال از بين برود و دستگاههاي اجرايي و قضائي هم که بايد پاسخگو به مجلس باشند خيالشان راحت است که اين سئوالات هيچ گاه در عمر مجلس هفتم مطرح نمي شود. در حالي که الان مجلس هفتم در نيمه زمان فعاليت خود است. عضو کميسيون فرهنگي مجلس گفت: در مورد تحقيق و تفحص هم هيأت رئيسه هرگاه بخواهد موردي را اعلام وصول ميکند و هرگاه هم نخواهد مانند طرح تحقيق و تفحص از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي و استيضاح هيأت رئيسه را اعلام وصول نمي کند. وي با بيان اينکه رئيس مجلس و يا نواب وي که گاها رياست جلسه را برعهده دارند در پاسخ به تذکرات بايد به گفتن وارد است يا وارد نيست اکتفا کنند، تصريح کرد: اولا اجازه تذکر به راهیافتگان داده نميشود و تنها 5-6 نفر اجازه دادن تذکر دارند در حالي که آييننامه براي تذکرات اصلا عدد نگذاشته اما به اين علت که تذکر آييننامهاي به عملکرد رئيس و هيأت رئيسه برميگردد اجازه بيش از 6 تذکر داده نمي شود و اغلب آن را هم يا وارد نمي دانند يا ميگويند «خوب بود»، «شنيديم»، «عمل ميکنيم" و... که در نهايت نتيجهاي هم نميبينيم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:37 توسط |
|
|
شرق-خشايار ديهيمى:«ديگر چه بايد بنويسم؟» اين سئوال جان آزارى بوده و هست كه با هر تغيير دولت و تغيير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، اهل قلم، اهل انديشه، و اهل هنر در طول بيست و هشت سال گذشته از خود پرسيده اند. از ميناچى تا صفار هرندى، سياست ها در حوزه فرهنگ بسيار تغيير كرده اند و دايره ممنوع و مجاز مرتباً عوض شده است. اما يك چيز هميشه ثابت بوده است: دولت تعيين مى كند كه نشر چه چيزهايى مجاز و چه چيزهايى ممنوع است. و بحث من ناظر به همين امر ثابت است و قصد قياس ميان دوره هاى مختلف و وزراى مختلف را ندارم، اگرچه به آسانى مى توان نشان داد كه چه اندازه بسيارى از چيزها در اين حوزه سليقه اى بوده است و اين اعمال سليقه چه نتايج ناگوارى به بار آورده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 13:40 توسط |
|
|
شرق-خشايار ديهيمى:«ديگر چه بايد بنويسم؟» اين سئوال جان آزارى بوده و هست كه با هر تغيير دولت و تغيير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، اهل قلم، اهل انديشه، و اهل هنر در طول بيست و هشت سال گذشته از خود پرسيده اند. از ميناچى تا صفار هرندى، سياست ها در حوزه فرهنگ بسيار تغيير كرده اند و دايره ممنوع و مجاز مرتباً عوض شده است. اما يك چيز هميشه ثابت بوده است: دولت تعيين مى كند كه نشر چه چيزهايى مجاز و چه چيزهايى ممنوع است. و بحث من ناظر به همين امر ثابت است و قصد قياس ميان دوره هاى مختلف و وزراى مختلف را ندارم، اگرچه به آسانى مى توان نشان داد كه چه اندازه بسيارى از چيزها در اين حوزه سليقه اى بوده است و اين اعمال سليقه چه نتايج ناگوارى به بار آورده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 13:40 توسط |
|
|
«محمدرضا تاجيك» ریيس سابق مركز بررسى هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى با تشريح عوامل تاثيرگذار بر آرايش نيروهاى سياسى در سال ۸۵ ابراز اميدوارى كرد كه در سال جديد برخى از چهره هاى مقبول و مشهور باز وارد صحنه سياست شوند. اين امر خود مى تواند نقشى تعيين كننده در آرايش نيروها داشته باشد.وى از «سيدمحمد خاتمى»، «مهدى كروبى»، «ميرحسين موسوى»، «اكبر هاشمى رفسنجانى» و «مصطفى معين» به عنوان چهره هاى تاثيرگذار ياد كرد و گفت: «به نظر من در سال جديد برخى از اين چهره ها از حاشيه خارج مى شوند و در متن پا مى گذارند.» وى همچنين در مورد فضاى حاكم بر دو انتخابات خبرگان و شوراها در سال آينده پيش بينى كرد: «ترديدى ندارم كه تمامى تمهيدات توسط گروه مسلط به نحوى در جهت تسلط بر نتايج انتخابات خبرگان و شوراها انديشيده شده است؛ اما ظاهر قضيه اين گونه نخواهد بود. يعنى چنين شكل زمختى نخواهد داشت. طبيعتاً آنها پذيراى انتخابات خواهند بود و به شكلى به گروه ها اين اجازه را مى دهند كه وارد عرصه انتخابات شوند. يعنى در ظاهر فضاى آزادى ايجاد مى كنند، ولى به دنبال آن ضوابطى را در جهت پيروزى خود مى انديشند. مثلاً براى كانديداهاى خبرگان ضوابطى مى انديشند به نحوى كه كانديداهاى جريان اصلاح طلب ريزش كنند و يا اجازه پيدا نكنند كه خود را در اين عرصه مطرح كنند. در اين صورت طبيعتاً اجازه نمى دهند كه يك رقابت سالم بين گروه ها به وجود آيد و اين خود باعث مى شود كه مثلاً در انتخابات خبرگان يا شوراها، افراد مورد نظر آنها وارد شوند. البته همان طور كه گفتم بعيد مى دانم كه آنها صورت مسئله انتخابات و راى دادن را پاك كنند، پس شرايط چندان زمخت نمى شود؛ ولى طبيعتاً فضا چنان نيز باز نخواهد بود كه افراد مختلفى كه مورد نظر گروه هاى مختلف اند، بتوانند به راحتى نقش آفرينى كنند؛ پس يك فضاى حداقلى ايجاد مى كنند، نه يك فضاى حداكثرى.»تاجيك در عين حال معتقد است: «با توجه به نقش كمرنگ نهادهاى نظارتى در انتخابات شوراى شهر به نظر مى رسد اصلاح طلبان بهتر بتوانند در عرصه انتخابات نقش آفرينى كنند» با اين حال، وى هشدار داد: «اما به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه در انتخابات شوراى شهر فقط نبايد به حضور كمرنگ نهادهاى نظارتى توجه داشت، بلكه تمهيداتى كه توسط فرماندار، استاندار و وزارت كشور در اين ارتباط اتخاذ مى شود موثر است، مهم است كه آنها چه تدبيرى بينديشند كه اين اطمينان به افكار عمومى داده شود كه آنچه از صندوق هاى راى بيرون مى آيد، همان است كه مردم در آنها ريخته اند. در ديدگاه من، تمام گروه هاى اصلاح طلب در هنگام ورود به انتخابات شوراى شهر بايد تمامى اين پيش فرض ها را در نظر بگيرند و نبايد انتخابات شوراى شهر را كه در حال حاضر به عنوان يك فرصت حساب مى شود، از دست بدهند، همچنين نبايد فكر كنند كه انتخابات شوراى شهر به دليل برخى عدم نظارت ها تمام ويژگى هاى مورد نظر آنها را دارد، گروه هاى اصلاح طلب بايد با تمامى گرفتارى هايى كه در اين راه وجود دارد، از فرصت به وجود آمده نهايت استفاده را بكنند.» |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 12:35 توسط |
|
|
ناصر آملي در مورد وي با تاکيد بر اينکه انديشه اصلاحطلبان با نقد غير منصفانه و انتقامگيري از روي خصومت در تضاد است، اظهار داشت: اصلاحطلبان اگر امروز ساكتند، منتظر نتايج عمكردها و فعاليتهاي چند ماهه دولت هستند تا بطور دقيق و كارشناسانه به نقد محتوايي دستاوردها، آثار و نتايج فعاليتهاي دولت نهم بپردازند. آملي با اشاره به آنچه سكون و سكوت فعلي گروهها و احزاب اصلاحطلب خواند، افزود: اكنون زماني فرا رسيده است تا مردم خود به قضاوت منصفانه عملكرد دولت نهم بنشينند و عملكردهاي دولت را با شعارهاي وعده داده شده مقايسه كنند. عضو جبهه مشاركت خراسان رضوي با تاكيد بر اينكه خاتمي شعارهاي سياسي داد اما اقتصادي عمل كرد و احمدينژاد شعار اقتصادي داد و سياسي عمل ميكند، تصريح كرد: شعارهاي خاتمي در جريان جنبش اصلاحي به دلايلي همچون مقاومت سرسختانه و مجدانه جبهه مقابل، كمكاري برخي مجريان و عدم همكاري بعضي دستگاهها، به طور كامل نتوانست محقق شود و توقعاتي را كه مردم بر آن راي داده بودند، برآورده سازد. آملي خاطرنشان كرد: در دوران خاتمي دستاوردهاي زيادي داشتيم حال آنكه تريبوني براي بازتاب عملكردهاي خود نداشتيم. زبان گوياي دولت خاتمي يكي دو مطبوعهاي بود كه با ممنوعيتهاي فراوان مواجه يا توقيف شد و يا با محدوديت به كار خود ادامه داد. در كنار آن ضعف و ناكارآمدي بعضي از مسئولين، باعث ضعف قدرت اصلاحات در جامعه شد كه بازتاب آن در انتخابات نهم خود را بروز داد. وي با اشاره به همكاريهاي صدا و سيما با دولت كنوني از عدم اين همكاريها در دولت خاتمي ياد كرد و افزود: صداي دولت اصلاحات به گوش مردم نميرسيد در حالي كه در شرايط فعلي شاهد انعكاس روزمرهترين كارهاي مسولان اجرايي از رسانه ملي هستيم. اين عضو جبهه مشاركت گفت: شرايط تبليغاتي براي دولت نهم بسيار مهياست در حالي كه ما هم اكنون از بين مطبوعات فقط تعداد 2 يا 3 مطبوعه را در دست داريم كه آن هم اجازه نشر بسياري از مطالب را ندارند. آملي ابراز عقيده كرد: دليل عمده ديگر سكوت نسبي اصلاحطلبان، فراهم نبودن شرايط جامعه براي نقد دولت است. ما اجازه هيچگونه نقد يا اعتراضي را نداريم و حتي مصاحبههاي مطبوعاتي ما بعضا اجازه انتشار پيدا نكرده و در آرشيوها بايگاني ميشود. بنابراين اگر اصلاحطلبان سكوت خود را هم بشكنند و به نقد مجدانه و در عين حال منصفانه دولت بپردازند، تريبوني براي بازتاب آن وجود ندارد. وي گفت: بايد منتظر باشيم تا مردم، خود به نقد دولت بپردازند و با سنجش شعارهاي احمدينژاد و نحوه عملكردهاي دولت، به همان چيزي برسند كه اصلاحطلبان نميتوانند بيان كنند. آملي سياست خارجي دولت و بودجه سال 85 را از جمله مواردي دانست كه ميتواند آغازي براي انتقادهاي اصلاحطلبان از دولت باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 12:33 توسط |
|
|
بیانیه زیراز سوی جبهه مشارکت ایران به مناسبت پایان سال 1384 و آغاز سال 1385 صادر کرد:
«.... مسؤولین و تصمیمگیرندگان فعلی مسؤول حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بوده و به هیچ وجه نباید به خود اجازه دهند با اتخاذ سیاستهایی که اشتباه بودن آنها بارها و بارها تجربه شده است منافع ملت ایران را قربانی محاسبات اشتباه خود کنند. ما لازم میدانیم متذکر شویم راه مقابله با سیاستهای سلطهجویانه موجود در جهان نه راهکار نظامی است و نه اتخاذ روشهای خصمانهای که همه جهان را علیه ایران متحد میکند بلکه تنها راه احقاق حق ملی ایرانیان در پیش گرفتن راهی است که جامعه ایرانی را جامعهای دموکراتیک، صلحجو و آرامشطلب و عقلانی به جهان معرفی کند. دستیابی به انرژی هستهای از زمان رژیم سابق همواره یکی از علائق اصلی دولتهای وقت بوده است. اما فنآوری انرژی هستهای به لحاظ کاربرد دوگانه عملاً باعث نگرانیهای جهانی شده و بخصوص در شرایط فعلی نظام بینالملل این مسأله به یکی از نگرانیهای اصلی در سطح بینالمللی تبدیل شده است. دستیابی به این فنآوری جز با پرهیز از تقابل و انتخاب مسیر تعامل با جهان میسر نیست. دولت اصلاحات با درک ضرورت دستیابی به این فنآوری و نیز با شناخت درست از روابط بینالملل و بخصوص تبلیغات سوء علیه جمهوری اسلامی بر آن شد تا با شفافسازی این فعالیتها از یکسو و نشان دادن تعهد بینالمللی کشور به صلح و امنیت جهانی از سوی دیگر در مسیری حرکت کند که هم امکان دستیابی به این فنآوری در درازمدت از دست نرود و هم همه جهانیان با به رسمیت شناختن این حق همکاریهای اقتصادی- سیاسی خود را با ایران گسترده و گستردهتر کنند. همه صاحبنظران میدانند که ظرفیتهای ملی کشور برای تولید انرژی هستهای بهگونهای است که در صورت موفقیت در این مسیر برای تأمین انرژی هستهای در آیندهای نزدیک باید سوخت آن را از سایر نقاط جهان تهیه و وارد کنیم و این نکته نیز یکی از عواملی بود که مسؤولان اصلی پرونده هستهای کشور را به سوی تعامل با جهان سوق میداد. دستاوردهای این سیاست باید به طور مفصل توسط مسؤولین آن توضیح داده شود و هر چند گوشههایی از آن بیان شده است ولی در هیاهوی تبلیغاتی داخل و خارج این دستاوردها هنوز به طور کافی برای مردم روشن نشده است. با انتخابات ریاست جمهوری نهم و تغییرات گسترده در سیاستها و مسؤولین جمهوری اسلامی تردید جدی در طرفهای اروپایی مذاکرهکننده با ایران ایجاد شد و وقتی این تردیدها به باور تبدیل شد که مقامات ارشد کشور تهاجم و پرخاش را در سیاست خارجی سرلوحه کار خود قرار دادند و مواضعی اتخاذ کردند که تنها به ایجاد اجماع علیه ایران کمک کرد. این سیاست خارجی در کنار سیاست داخلی که حذف فکری و فیزیکی اصلاحطلبی و جریان تعامل مثبت و سازنده با دنیای خارج را به دنبال داشت طرفین مسأله را به موضعی کشاند که عملاً هر گونه مذاکره بری حل موضوع را منتفی ساخت و بدیهی است در این صورت عمدهترین توفیق دولت اصلاحات که ناکامی آمریکا در ایجاد اجماع جهانی علیه ایران بود به سرعت از دست رفت و برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی دولت آمریکا موفق شد رسماً و علناً اجماع جهانی علیه ایران را سازمان دهد و به آرزوی دیرینه خود یعنی تقابل همه جهان با جمهوری اسلامی ایران برسد. خلاصه آنکه نتیجه سیاستهای حاکمیت یکدست فعلی ایجاد اجماع جهانی علیه ایران شد و در حقیقت کشور را سالها از امکان بهرهگیری از فرصتهای جهانی برای پیشرفت دور کرد و در عوض بحران فراگیری را فراروی ملت قرار داد که اینک دوباره باید برای استقلال و تمامیت ارضی وارد میدان شود و برای رهایی از تحریمهایی که دود آن مستقیماً به چشم ملت خواهد رفت کمر بربندد. جای تعجب است که مسؤولین مربوطه رسماً اعلام میکنند ما از تحریم و جنگ هراسی نداریم در صورتی که این مسؤولین امانتدار مردم هستند و باید سرنوشت کشور را که امانتی است در دست آنها به سمت آرامش و صلح و پیشرفت ببرند نه آنکه کشور را که در امنیت و آرامش و جایگاه مورد احترام و مقبول بینالمللی تحویل گرفتهاند در مدتی کوتاه به سمت چنین بحرانی ببرند و آن را افتخار جلوه دهند.این نتیجه کجا و شعارهای انتخاباتی رفاه و آبادانی و آوردن نفت بر سر سفرههای مردم کجا. و اینک ما در مرحلهای قرار گرفتهایم که کمترین ضرر آن انزوای ایران خواهد بود و اگر این سیاستهای خصمانه در دو طرف ادامه یابد آنگاه باید شاهد تشدید فقر، اوجگیری ناهنجاریهای اجتماعی، فرار مغزها و سرمایهها، توقف رشد علمی و صنعتی کشور و...باشیم و از همه اینها گذشته به طور جدی باید نگران تمامیت ارضی کشور بود که به نظر میرسد به عنوان ابزاری غیرقابل چشمپوشی مورد سوء استفاده قدرتهای خارجی قرار خواهد گرفت. این دورنماست که هر ایرانی دلسوزی را به فکر وا میدارد تا برای منافع ملی و امنیت کشور خود چارهاندیشی کند. نگرانی از سرنوشت کشور و ملت ما را بر آن میدارد تا مسؤولین کشور خود را بخوانیم تا بیش از آنکه به آرمانگراییهای غیرقابل تحقق خود بیندیشند به فکر چاره برای رفع آلام مردم باشند و همانگونه که خود وعده دادهاند لقمه نانی به سفره مردم اضافه کنند و کاری نکنند که یک تقابل و درگیری ناخواسته و غیرقابل پیشبینی را بر کشور تحمیل کند. ندای ما ندای صلح و امنیت است که نیاز اولیه همه جوامع بشری برای رشد و پیشرفت است. ما نگران ایران هستیم که در تقابل سیاستهای نادرست داخلی و سیاستهای زورگویانه خارجی آماج تطاول گردد. ما نگران دستاوردهای جمهوری اسلامی و مردمیترین انقلاب قرن هستیم که در آتش کوره انتقام قدرتهای بزرگ و محاسبات اشتباه مسؤولین خود ما به باد فنا برود. از اینروست که به خود حق میدهیم در حساسترین فراز تاریخ ایران آنچه را که صلاح میدانیم بیان داریم بدین امید که عقل و تدبیر و درایت بر خودبینی و تعصب غلبه کند و مردم و مسؤولین کشور بتوانند با تدبیر، وحدت و همدلی این بحران را به سلامت پشت سر بگذارند. بدیهی است که موقعیت امروز ما چندین گام عقبتر از سال قبل است و به همین دلیل امروز زمان صحبت از اعتمادسازی که لازمه بهرهگیری از فنآوری هستهای است گذشته است. اقدام اول و ضروری باید خارج کردن کشور از بحران و آرامسازی اوضاع باشد. در فضای پرتنش کنونی و تبلیغات گوشخراش، صدای منطق و عقل شنیده نمیشود و به همین جهت در اینجا تنها شرایط عبور از بحران را برمیشمریم و طبیعی است که دو مرحله بعدی یعنی اعتمادسازی و بهرهگیری از فرصتهای جهانی از جمله استفاده از فنآوری هستهای به شرطی قابل بحث هستند که کشور از این بحران فراگیر خارج شود. هدف ما در عبور از بحران، جلوگیری از تحریم و انزوا و اجماع جهانی علیه ایران و در بدترین حالت پیشگیری از اقدامات نظامی است هر چند این گزینه بسیار غیر محتمل به نظر میرسد. در حقیقت در عبور از بحران باید تهدیدهایی که متوجه منافع ملی کشور است برطرف شود. تهدیدهایی که به یکسان همه مردم و از جمله همه گروههای سیاسی و نهادهای مختلف حاکمیت را با بحران روبهرو خواهد کرد. 1) برای خروج از بحران باید بپذیریم که قدرتهای مسلط خارجی حتماً باید بهانهای برای اجماعسازی علیه ایران داشته باشند. بدون تردید مسؤولین ما این بهانه را به دست آنها دادهاند و در اینجا نمیتوان دشمن را ملامت کرد که چرا از این بهانهها حداکثر استفاده را میکند، طبیعی است که دشمن در صدد استفاده از فرصتها است. باید چنین بهانهها و فرصتهایی را برای او فراهم نکرد. متأسفانه اظهارات رئیس جمهور، سیاست خارجی دگرگون شده کشور، حاکمیت ادبیات خصمانه و تقابلجویانه با دنیا در همه رسانههای وابسته به حاکمیت، به کارگیری نیروهایی که به تندروی در سیاست خارجی و داخلی شناخته شدهاند همه و همه به این بهانهجوییها دامن زده است. در اولین قدم پیشنهاد میکنیم رسماً و علناً سیاست تنشزدایی و صلحطلبی کشور اعلام و مورد تأکید قرار گیرد و به جای ادبیات دشمنتراش و خصومتزای فعلی از ادبیات مناسب استفاده گردد و به طور جدی گفتار و رفتار مسؤولین کشور کنترل شود. 2) در صورت تداوم روند فعلی بزودی شاهد آن خواهیم بود که توقف دائمی فعالیتهای هستهای حتی در مقیاس بسیار کوچک تحقیقات به صورت اراده حقوقی و قانونی بینالمللی بر کشور تحمیل خواهد شد و در این صورت حق مسلم ملی ما که حتی توسط دولت آمریکا هم به رسمیت شناخته شده بود به خاطر سیاستهای اشتباه برای همیشه از دست خواهد رفت. این دستاوردی نیست که حاکمیت یکدست بتواند به آن افتخار کند. مقاومت در برابر تصمیم شورای امنیت سازمان ملل متحد بتدریج ما را در موقعیتی منزویتر و سختتر قرار خواهد داد و هر روز که بگذرد بازگشت از اشتباه خسرانی بیشتر و زیانهایی غیرقابل جبران بر جای خواهد گذاشت. به همین لحاظ پیشنهاد میکنیم برای شکستن اجماع بینالمللی و تا زمان خروج از بحران و آغاز دوباره روند اعتمادسازی، با بازگشت به سیاستهای قبلی به صورت داوطلبانه کلیه فعالیتهای مربوط به چرخه سوخت هستهای کشور به حالت تعلیق درآید. 3) اینک مسأله هستهای با سرنوشت آحاد ملت ایران ارتباط پیدا کرده است. بنابراین ضروری است مردم بخوبی از ابعاد مختلف این دانش آگاه شوند و منافع و عواقب آن را به درستی درک کنند. مشارکت دادن همه جریانهای فعال ملی و کارشناسان زبده فنی و اقتصادی با دیدگاههای مختلف در روند تصمیمگیریها، کمک شایانی به حفظ وحدت ملی خواهد کرد. و ضمن اینکه امکان انحراف از منافع ملی را به حداقل خواهد رساند به درستی اراده ملی را چنان سمت و سو خواهد داد که مقاومت در برابر آن برای قدرتهای خارجی بسیار مشکل خواهد بود. بسیار بجاست در شرایط فعلی مسؤولین تصمیمگیری مسأله هستهای در کشور به صورت شفاف و روشن همه پیامدهای مثبت و منفی سیاستهای خود را برای مردم تشریح کنند و به صورت کاملاً واضح بیان کنند چه سرنوشتی را از تداوم این سیاستها پیشبینی میکنند و مسؤولیت کلیه عواقب اقدامات خود را بپذیرند. 4) تجریه ما به خوبی ثابت میکند اگر بر سیاستهای اشتباه جاری اصرار ورزیده شود یا کشور به سوی تقابل تمام عیار با بخش عمدهای از جهان پیش خواهد رفت یا به ناگهان و در بدترین شرایط تسلیم همه خواستههای طرف مقابل خواهیم شد و یا بتدریج با بروز مشکلات روزافزون گام به گام از مواضع قبلی عدول خواهد شد که این هر سه حالت به زیان کشور و بر علیه منافع ملی است. بعلاوه در صورت ادامه این روند، پرونده هستهای تنها مشکل بینالمللی کشور نخواهد بود بلکه به تدریج حلقههای فشار از این سو و آن سو محدودیتهای بیشتر و بیشتری را متوجه کشور خواهد کرد و مشکل از مسأله تک بعدی هستهای به صورت معمای چند بعدی بسیار پیچیدهای تبدیل خواهد شد که حل آن بسیار مشکلتر یا غیرممکن به نظر میرسد، در حالی که اگر هماکنون بتوانیم پرونده هستهای خود را از روند سیاسی کنونی در شورای امنیت به روند فنی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازگردانیم مطمئناً خواهیم توانست مسائل فیمابین کشور و جهان را در روندی منطقی در مدتی طولانیتر حل و فصل نمائیم. 5) گفتوگو با همه کشورهای صاحب نفوذ در شورای امنیت و به خصوص آمریکا به عنوان بخشی از روند حل و فصل موضوع، امکانی است که نباید از آن چشمپوشید، ولی اگر آن طور که شنیده میشود سیاست مسؤولین فعلی مذاکره با دولت آمریکا آن هم نه فقط در موضوع عراق بلکه در مورد سایر مسائل و از جمله مسأله هستهای است این مذاکرات باید شفاف و با اطلاع کافی ملت صورت گیرد. 6)خروج از بحران و نجات کشور نیازمند همدلی ملت و دولت است. همدلی نیز بدون همفکری در روند تصمیمسازی و تصمیمگیری میسر نیست. اگر مسؤولین ارادهای برای خروج از بحران دارند باید با رفتار دموکراتیک خود در داخل این اراده را عملاً نشان دهند و رفتار خود را با جامعه ایران مورد بازبینی قرار دهند. بیتردید هر ایرانی آماده است برای نجات کشور خود در شرایط خطیری که برای سرنوشت کشور پیش آمده دلخوریها و گلایههای موجود را به کنار بگذارد و در کنار مسؤولین خود، مسؤولیت و هزینه اصلاح سیاستهای اشتباه دولت خود را بپردازد. آنچه برای ما مهم است حفظ جمهوری اسلامی ایران، تمامیت ارضی کشور و سعادت و رفاه ملت است و در این راه از هیچ فداکاری و کوششی فروگذار نخواهیم کرد. 7) در فضای پرهیاهویی که از هر سو ناقوس خصومت و تقابل و درگیری به صدا درمیآید باید ندای صلح و زندگی سر داد. ما برای صلح به عنوان یک هدیه الهی برای همه انسانها فارغ از اعتقاد و نژاد آنها ارزش اولی قائل هستیم و وقتی ارزش صلح بیشتر مشخص میشود که حاصل سیاستهای جنگطلبانه را در همه جای دنیا مشاهده کنیم. نیاز همیشه ما و به خصوص در سال جدید صلح است. از همین جا از همه صلحطلبان جهان میخواهیم برای خاموش کردن آتش جنگ و ترور، به ائتلاف برای صلح بیندیشند و تلاش کنند تا ندای صلحطلبی خود را فراتر از صدای رهبران خودخواه و جنگطلب دنیا به گوش جهانیان برسانند. از خداوند رحمان و رحیم میخواهیم ملت ما را در پناه خود از شر خودخواهیها، جهالتها و زورگوییها مصون دارد و به آنها که تصمیمگیرنده سرنوشت ملتهای خود و جهان هستند انصاف و تدبیر و عقل عنایت کند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 16:23 توسط |
|
|
علی لاريجانی، رييس شوراىعالى امنيت ملی كشورمان و مسؤلِ اصلیِ مذاكرات اتمی با غرب در مصاحبهای اختصاصی با خبرنگار هفته نامهی «تايم» در تهران گفت، ايران حاضر است با آمريكا به طور مستقيم وارد مذاكره شود، در حاليكه آمريكا در فكر تغير رژيم ايران است. لاريجانی در مصاحبه خود با تايم گفت ايران هيچ مشكلی ندارد كه با آمريكا بر سر مسايل هستهای يا به طور كلی مسايل مسلمانان مذاكره كند اما اين آمريكا است كه در رفتارش صادق نيست. به گفتهی علی لاريجانی «دكارت فيلسوف فرانسوی گفته است كه من فكر میكنم پس هستم، اما آمريكا معتقد است من مشكل ايجاد میكنم پس هستم.» خبرنگار تايم میپرسد: «شما از يك سو میگوييد اسراييل بايد از صفحهی روزگار محو شود و از سوی ديگر انتظار داريد غرب به شما اعتماد كند كه قصد ساختن بمب اتمی نداريد.» در پاسخ، آقای لاريجانی گفت اين دو مسأله به يكديگر ربط ندارند و عليرغم اختلاف ديدگاه، بايد از خصومت پرهيز كرد. وي در پاسخ به اينكه چرا ايران به سازمان حماس توصيه نمیكند كه وارد مذاكرات صلح با اسراييل شود، لاريجانی گفت: ما به حماس دستور نمیدهيم چه كاركنند اما به آنها میگوييم حواسشان جمع باشد كه بر سر حقوقشان كلاه سرشان نرود. در مورد امنيت در عراق و دخالتهای ايران در آن كشور، علی لاريجانی افزود، عراق هم يك كشور مسلمان است؛ هنگامی كه آمريكايیها از صدام حمايت میكردند ما مهماندار رهبرانِ فعلیِ عراق بوديم، از جمله طالبانی، بارزانی، جعفری، حكيم و ديگران. سابقهی دوستی ما با رهبران عراق ديرينه است. در همین حال حسن کامران نماینده اصفهان گفت: درست است كه مردم از خرابكاريهاي ما رنج ميبرد و بابت بيعرضگيها معترضند، ولي حاضرند بابت عزت و كرامت خود خون بدهند و بر دهان آمريكا بزنند.
عضو كميسيون امنيت ملي مجس از كساني كه دم از مذاكره با آمريكا ميزنند و مخصوصاً از كساني كه در ساختار سياسي كشور هستند واين مطالب را بيان ميكنند، خواست تا استعفاي خود را تقديم ملت سلحشور ايران كنند.
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:52 توسط |
|
|
معصومه شفيعی همسر اكبر گنجی با ارسال نامه ای به ادعاهای برخی مقامات قضاوی درباره وضعيت همسرش پاسخ داد.
متن كامل اين پاسخ نامه در ادامه می آيد: متن زير جوابيه سخنان آقايان سالاركيا_ معاون امور زندانهای دادستان تهران_ و سليمانی_ مديركل زندانهای استان تهران_ در مورد وضعيت آقای گنجی است كه از سوی ايسنا در تاريخ ٥/١٢/٨٤ منعكس شده است: آقای سالار كيا اظهار داشتهاند: "ملاقاتهای وی [آقای گنجی] آزاد است و در فضايی كه در اختيار دارد تمام امكانات لازم هم وجود دارد و مشكل خاصی از نظر مكانی برای وی وجود ندارد." معصومه شفيعی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 13:35 توسط |
|
|
رييس شوراي سياست گذاري روزنامه شرق گفت: روحانيت بايد به اين سوال پاسخ دهد كه آيا محمد عطريانفر كه در مراسم شبهاي محرم در جبهه مشاركت منطقه خراسان سخن ميگفت، با طرح اين پرسش اظهار داشت: به نظر من سياستورزي حرفهاي و سامان سياسي انحصارا در اختيار و استخدام انديشهي حزبي است. وي افزود: حتي اگر روحانيت و يك عنصر روحاني قصد فعاليت حزبي داشته باشد، بنا بر اين اصل كه هيچ دو امر اصيلي در كنار هم جمع نميشود، روحاني نيز بايد ذيل حاكميت تحزب نقش سياسي خود را ايفا كند. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران افزود: اساسا فلاسفه استدلال ميكنند كه هيچ دو امر اصيلي قابل جمع نيست و در بحث اثبات وحدانيت خدا و نيز بحث دفاع از حقانيت يك خدا در عالم هستي، استدلال ميكنند كه فقط امر اصيل خداست و هيچ عنصر جانبي ديگري از جنبهي اصالت در اين حوزه وجود ندارد و اگر هم باشد ذيل عنصر خدا تعريف ميشود. وي گفت: امروز آنچه به عنوان تجربهي بشري در اختيار ماست و عقل هم آن را تاييد ميكند اين است كه ما بايد براي ادارهي جامعهي خودمان اصالت را در امر سياستورزي، سياستمداري و مديريت اجتماعي از آن انديشهي حزبي بدانيم و انديشهي حزبي بايد در همهي سطوح و همهي زمينهها پاسخگو باشد. اين فعال سياسي ادامه داد: اگر يك عنصر روحاني هم به فعاليت سياسي علاقهمند است ميتواند به عنوان يك عنصر حزبي نقش ايفا كند و حتي رهبري حزبي را عهدهدار باشد. وي گفت: نقش يك روحاني در حزب بايد بر رفتار سياسي آن فرد به مقتضاي حال و مقتضاي شرايط موجود در جهان و مبتني بر عقل جمعي معنا پيدا كند. به صرف اينكه يك عنصر واجد صلاحيتهاي فرهنگي ممكن است در راس يك مجموعه قرار گرفته باشد نميتواند عقل جمعي را زير پا بگذارد. عطريانفر گفت: در حوزهي سياستورزي هم نميتوانيم قائل به دو حوزهي اصيل سياستورزي در يك جامعهي متعارف باشيم، پس به لحاظ فني و فلسفي ادعا ميكنيم كه اصالت در امر سياست يا الزاما بايد بر عهدهي حزب باشد و يا بر عهدهي روحانيت. وي اظهار داشت: اگر قرار بر اين باشد كه سياستورزي در آيندهي سياسي ايران از متعلقات جامعهي روحاني ما باشد، هيچگاه حزب نميتواند شكل بگيرد. عضو سابق شوراي اسلامي شهر تهران گفت: عمدهترين وظيفهاي كه بر عهدهي ماست اين است كه پديدهاي به نام حزب را كه يك امر كاملا شرافتمندانه است و متاسفانه تحت القائات بد آلوده شده، به جايگاه واقعي خود برگردانيم. وي افزود: عناصر روحاني حتي ميتوانند در خاستگاهي كه احزاب سياسي ميروند و بر روي آن سرمايهگذاري ميكنند، نقش تاريخي خود را ايفا كنند كه از جمله ميتوان به شخصيت بسيار ممتاز و ارزشمند آيتالله سيستاني در عراق اشاره كرد. وي با اشاره به نحوه نقشآفريني آيتالله سيستاني با بيان اينكه امروز به بركت همين نقش نهادها دارد به نفع جامعه اكثريتي شيعه شكل ميگيرد گفت: اگر هوشمندي، زيركي و فراست آيتالله سيستاني نبود قطعا و مسلما وضعيت بسيار آشفتهاي در عراق داشتيم. عطريانفر خاطرنشان كرد: اگر ادعا ميكنيم كه جامعه روحاني ما بايد امر سياست و تحزب و سامان سياسي را از جنسي كه دنيا دارد تجربه كند، نه از باب تنزيل درجه روحانيت بلكه از باب ارتقاي آن است. از باب اين است كه ميگوييم اجازه بدهيد اين كش و قوسها و درگيريها در سطوح ديگري باشد و شما در سطوح ديگري بتوانيد نقش فراتر از يك حزب ايفا كنيد. عضو شوراي مركزي كارگزاران سازندگي در ادامه گفت: اگر در مقام احياي تكليف سياسي هستيم بايد نسبت به نهادسازي حساسيت داشته باشيم و نهادهاي اجتماعي به لحاظ تعميق تاريخي و تعميق تاثيرگذاري حتما مقدم بر نهادهاي سياسي هستند. اين فعال سياسي در عين حال گفت كه حوزه نهادسازي سياسي هيچ امري مبرمتر از اين نيست كه نسبت به انديشه حزبي حساسيت نشان دهيم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 20:12 توسط |
|
|
گروه ديده بان حقوق بشر روز چهارشنبه طی گزارشی به احتمال دست داشتن وزير کشور ايران در "جنايت عليه بشريت" در ارتباط با اعدام هزاران زندانی سياسی در سال 1988 اشاره کرده و همچنين خواستار تحقيق درباره نقش وزير اطلاعات در قتل ناراضيان شده است.
اين گروه ممتاز حقوق بشر که ستاد مرکزی آن در نيويورک قرار دارد در گزارش خود تحت عنوان "آمران قتل ها: کابينه امنيتی دولت جديد ايران" به تشريح "اظهارات معتبر" داير براينکه مصطفی پورمحمدی، وزير کشور ايران و غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات، طی دو دهه گذشته در نقض بسيار جدی و سيستماتيک حقوق بشر دست داشته اند پرداخته است. جو استورک، معاون بخش خاورميانه ديده بان حقوق بشر، گفت: "وجود اشخاصی با چنين سوءسابقه ای در سطح وزارت در دولت ايران کاملا غيرقابل قبول است. آنها بايد بلافاصله از پست وزارت کنار گذاشته شوند و تحقيقات قانونی در زمينه اين جنايات هولناک انجام شود." مصطفی پورمحمدی، وزير کشور دولت محمود احمدی نژاد، به عنوان چهره ای امنيتی در ايران شهرت دارد. او در دوران مديريت علی فلاحيان بر وزارت اطلاعات، سمت معاونت وی را به عهده داشت. ديده بان حقوق بشر در گزارش خود نوشت: "در طی معاونت و قائم مقامی مصطفی پورمحمدی در وزارت اطلاعات از سال 1987 تا 1999، مامورين اين وزارتخانه به طور سيستماتيک و برنامه ريزی شده قتل های غيرقانونی مخالفين، منتقدين و روشنفکران را انجام دادند." اين گزارش افزود: "در سال 1988 دولت ايران هزاران زندانی سياسی که محکوم به حبس شده بودند و در زندان ها نگاهداری می شدند را اعدام کرد. اين اعدام ها که به صورت آگاهانه و تعمدی و از روی برنامه از پيش تعيين شده صورت گرفته، بر طبق قوانين بين المللی جنايت عليه بشريت محسوب می شود. مصطفی پورمحمدی عضو يک هيات سه نفره بود که دستور اين قتل عام وسيع را در زندان بدنام اوين صادر کرد."
اين گزارش همچنين به رياست پورمحمدی در فاصله سال های 1990 تا 1999 بر بخش امنيت خارجی وزارت اطلاعات اشاره می کند و می نويسد: "در اين مدت، ده ها چهره سياسی مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور ترور شدند. در برخی از اين موارد نقش دولت ايران در اين ترورها محرز و مسلم است و در ساير ترورها اظهارات معتبری در زمينه دخالت دولت ايران وجود دارد. براساس ادعاها جدی، پورمحمدی نقش عمده ای در برنامه ريزی اين ترورها داشته است." ديده بان حقوق بشر با اشاره به قتل های زنجيره ای پنج فعال و روشنفکر در سال 1998 توسط ماموران وزارت اطلاعات نوشت: "يک منبع آگاه ايرانی که به تحقيقات انجام شده در اين زمينه دسترسی داشته است، به ديده بان حقوق بشر گفت که پورمحمدی در اين قتل ها نقش داشته است و حتی حکم دستگيری وی قريب به صادر شدن بوده است. اما به گفته اين منبع به جای آن ترتيبی داده شد تا او پست خود را در وزارت اطلاعات ترک کند." 'نقش کليدی اژه ای در سرکوب آزادی بيان' غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات در کابينه محمود احمدی نژاد که با برگزاری دادگاه غلامحسين کرباسچی، شهردار وقت تهران در سال ۱۳۷۷ به شهرت رسيد، قبلا دادستان کل دادگاه ويژه روحانيت بوده است و به نوشته ديده بان حقوق بشر در آن مقام "رهبری پيگيری و دادگاهی کردن بسياری از روحانيون اصلاح طلب را به عهده داشته است." ديده بان حقوق بشر درباره آقای اژه ای نوشت: "او همچنين نقشی کليدی در سرکوب آزادی بيان، که موجب تعطيل شدن بيش از صد نشريه از سال 2000 تاکنون شده داشته است. چندين روزنامه نگار و فعال ايرانی ادعا کرده اند که محسنی اژه ای دستور ربودن و قتل پيروز دوانی که يک دگرانديش و فعال سياسی بود را در سال 1998 صادر کرده است." ديده بان حقوق بشر از محمود احمدی نژاد خواسته است که فورا پورمحمدی و محسنی اژه ای را از پست وزارت برکنار کرده و يک مکانيسم مستقل برای تحقيقات وسيع، معتبر و بی طرفانه در زمينه جنايات منسوب به آنان تشکيل دهد. اين گروه از مجلس ايران خواست در صورت عدم برکناری اين دو وزير، به آنها رای عدم اعتماد دهد و کميسيون مستقل برای تحقيق در اين زمينه تشکيل دهد. |
|||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 9:51 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
صفحه اصلي |
|
RSS
|